فخر الدين الرازي

مقدمه 37

شرح الاشارات والتنبيهات

امروز با فراد هم يافت نمىشود ، پس بايد از فردا هم متأخّر باشد . بلكه معناى تأخّر امروز از ديروز اين است كه : « اليوم لم يوجد حين كان الأمس حاضرا » ولفظ « كان » مشعر به زمان ماضي است ، ودر اين حال لازم مىآيد كه براي زمان ديگرى باشد . ثانيا : بر فرض كه معناى تأخّر امروز از ديروز اين باشد كه با آن نيست ، ولى « با آن » بودن يك معناى إضافي است كه بر دو طرف اضافه عارض مىشود وذاتي هيچكدام نيست . بنابر اين معناى : امروز با ديروز نيست ، معنايش اين است : در زماني كه ديروز بوده امروز نبوده است ، وهمان اشكال تسلسل بر مىگردد « 1 » . 3 - همين اشكالى كه در تقدّم اجزاء زمان وارد است بر معيّت زمان با حركت هم وارد است . اين كه گفته مىشود زمان با حركت معيّت دارد مثل اين است كه بگوئيم براي زمان زمان ديگرى باشد . زيرا معيّت نفس زمان وحركت نيست ، بلكه امرى إضافي ومغاير با آنهاست ، پس بايد در زمان باشد « 2 » . 4 - خداوند متعال قبل از عالم است ، امّا قبليّت أو محال است كه به زمان باشد والّا لازم مىآيد كه أو هم زماني باشد ، در حالي كه زمان از لواحق حركت وتغيّر است وخداوند متعال منزّه از حركت وتغيّر است « 3 » . نقد وبررسى انتقادهاى فخر رازي 1 - فخر رازي در قسمت اوّل از ايرادهاى خود اظهار داشت كه برهان شيخ الرّئيس در صورتي مىتواند وجود زمان را ثابت كند كه قبليّت وبعديّت ومعيّت أمور ثبوتي باشند . امّا أو سعى كرد با سه دليل ثابت كند كه اينها أمور ثبوتي نيستند . أو در اوّلين دليل خود گفت : اگر اين قبليّات در خارج موجود باشند پس هر قبليّتى بايد با قبليّتى ديگر قبل از موجودى كه به آن نسبت داده مىشود موجود باشد وآن قبليّت با قبليتى ديگر وهمينطور ، واين لازمه‌اش تسلسل است . خواجة نصير الدّين طوسي در ابطال اين دليل أو مىگويد : در ميان موجودات خارجي اين فقط زمان است كه قبليّت ذاتي اوست ، وچون قبليّت ذاتي آن است پس براي عروض آن نيازمند به زمان ديگرى نيست . امّا باقي موجوداتى كه در زمان واقع مىشوند

--> ( 1 ) - همين كتاب ؛ ص 400 - 397 . ( 2 ) - همين كتاب ؛ ص 400 . ( 3 ) - همين كتاب ؛ ص 400 .